جامعه معلولین استان مازندران

امروز یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۵۰ : ۳۷ : ۰۸

|    اطلاعیه مدیریت :

ارتباط با رئیس شورا

ارتباط با انجمن

آخرین اخبار

آخرین اخبار

آرشیو سایت

آرشیو ماهانه

آخرین اخبار

همراهان انجمن

خبرنامه

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه بر روی دکمه ی ورود کلیک کرده و ایمیل خود را وارد نمایید
ورود

ا طلا عیه


بدینوسیله شروع فعالیت مجدد کمیته حقوقی را اعلام مینمائیم. کمیته مذکور با بهره گیری از همکاری وکلا و کارشناسان مرتبط، جهت رهنمود به حل مشکلات دعاوی و حقوقی و جزائی از قبیل خانوادگی، ثبتی، مالک، مستاجر، مالی و مالیاتی و . . . با تماس تلفنی و تعیین وقت قبلی مشاوره لازم را اخذ نمایید.ضمنا" از علاقمندان ، بالاخص با تحصیلات مرتبط جهت همکاری بــــا کمیته حقوقی دعوت به عمل می آید. تلفن : 021.88455002

طراحی وب سایت آخرین اخبار آخرین اخبار معلولین استان کرمان معلولین کرمان

توانبخشی معلولان در ایران وضعیت مناسبی ندارد و لازم است…

author

نویسنده : ادمین

calendar

۱۵ اسفند ۱۳۹۶

search

20 بازدید

توانبخشی معلولان در ایران وضعیت مناسبی ندارد و لازم است

توانبخشی معلولان
خبرگزاری ایرنا در مصاحبه با معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در ۳۰ بهمن‌ماه ۹۶ نوشت: «مراکز توانبخشی در معرض ورشکستگی قرار دارند».
حسین نحوی‌نژاد معاون توانبخشی سازمان بهزیستی روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا نکات مهم و جدیدی درباره کسر بودجه و برای پرداخت به مراکز توانبخشی‌ها گفت. خلاصه سخنان او را می‌آورم سپس به بررسی تجزیه و تحلیل آن می‌پردازم.
معاون توانبخشی سازمان بهزیستی: «بهزیستی سه ماه است که نتوانسته است یارانه این مراکز را پرداخت کند چرا که از سوی خزانه و سازمان برنامه و بودجه، اعتبارات به این سازمان تخصیص داده نشده است این در حالی است که اعتبارات موجود بهزیستی جوابگوی پرداخت یارانه‌ها به مراکز یاد شده نیست. پرداخت نشدن پول، نداشتن خزانه است یا دولت‌ می‌خواهد به تدریج این پول را پرداخت کند.
هر ماه حدود ۴۰ تا ۸۰ میلیارد تومان یارانه به دو هزار مرکز توانبخشی بهزیستی پرداخت می‌شود؛ ۱۲۰ هزار فرد دارای معلولیت، سالمندی یا بیماری مزمن روانی در این مراکز به صورت روزانه یا شبانه‌روزی، نگهداری می‌شوند. آخرین یارانه مراکز توانبخشی آبان‌ماه پرداخت شده است و دیر کرد پرداخت یارانه‌های این مراکز موجب کاهش کیفیت کار آنها می‌شود. یارانه‌های مراکز را بر اساس نرخ تورم افزایش نیافته و این مراکز نه تنها توسعه نیافته حتی در سطح نگهداشت نیز مشکل دارند.
۱۲ هزار بیمار روان مزمن در کشور وجود دارد که بیمارستان‌ها آنها را پذیرش نمی‌کنند و ما آنان را در مراکز شبانه‌روزی نگهداری می‌کنیم که این بیماران نیاز به کاردرمانی، تغذیه، پوشاک و سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی دارند و مراکز نگهداری آنان، ماهانه ۵۵۰ هزار تومان یارانه دریافت می کنند که با این دیر کردها با مشکل مواجه‌اند.
مراکز توانبخشی و نگهداری خصوصی نسبت به مراکز خیریه و هیئت امنایی با مشکلات بیشتری روبرو هستند چرا که مراکز خیریه و هیئت امنایی مانند کهریزک می‌توانند بخشی از مشکلات خود را با جلب مشارکت‌های مردمی بر طرف کنند. ۶۰ درصد مراکز توانبخشی و نگهداری خصوصی و بقیه خیریه و هیئت امنایی هستند. قریب به اتفاق معلولین توان پرداخت شهریه مراکز توانبخشی و نگهداری را ندارند».

تجزیه و تحلیل
نکاتی که آقای نحوی‌نژاد گفته، هر چند بسیار مجمل است ولی در خور توجه بوده و لازم است کارشناسان و متخصصان در رشته‌های مختلف به آن بپردازند. من هم تلاش می‌کنم جنبه‌هایی از سخنان ایشان را تجزیه و تحلیل کنم.

۱ـ بودجه ماهانه ۸۰ میلیارد تومان و سالانه حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان و ۲۰۰۰ مرکز در سراسر کشور و جمعیت ۱۲۰ هزار نفر تحت پوشش، این اعداد و ارقام گویای تشکیلات عریض و طویل برای اداره امور توانبخشی است. نیز نشانگر رخداد بزرگی است که هر هفته و هر ماه در کشور جریان دارد. همچنین نشان دهنده درگیری جمعیت وسیعی از کشور با این مسئله است.
اما توانبخشی فقط از نظر هزینه بَری و کثرت جمعیت توانخواهان و جنبه اداری آن بزرگ و قابل تأمل است. ولی از نظر تعداد کتاب‌هایی که در این باره تألیف و منتشر شده، تعداد مقالات و تعداد پایان‌نامه‌ها و آمار نشریات به ویژه با رویکرد حلّ مشکلات و عرضه راه کارهای جدید، بزرگ نیست. چون از دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی، بخش بسیار کوچکی به این موضوع اهتمام داشته و محصول تولید کرده‌اند.
بنابراین بین مدیریت توانبخشی به عنوان یک بخش از سازمان بهزیستی و مدیریت علمی و پژوهشی کشور ارتباط منطقی و تعامل و داد و ستد علمی وجود ندارد.
در کشورهای پیشرفته، بخش علمی موظف است به بررسی مشکلات توانبخشی پرداخته و راه کارهایی عرضه کند که با انجام آن هر سال از حجم افراد آسیب‌مند کاسته گردد؛ افراد موجود در سیستم با مهارت‌آموزی به استقلال و خودکفایی برسند و در نتیجه از مخارج دولت کاسته شده و حتی بازدهی اقتصادی و سودآوری هم خواهند داشت.

۲ـ آیا معاونت توانبخشی ایده و طرحی برای بازسازی و نوسازی نظام توانبخشی‌ طی چند دهه گذشته تاکنون اندیشیده و عرضه کرده است؟ به نظر می‌رسد ظاهر توانبخشی سال‌ها است تغییر نداشته؛ البته گاه دستگاه پزشکی جدیدتر و مدل جدید‌تر خریداری و جایگزین شده اما ساختار و درون‌مایه این نظام گویا دگرگونی و تغییرات ماهوی نداشته است.
در همایش ۴ آذرماه ۹۶ که با حضور وزیر تعاون و رفاه در ساختمان همین وزارتخانه برگزار شد و عالی‌ترین سطح تصمیم‌گیر در بهزیستی حضور داشتند، درباره توانبخشی صریحاً از توانبخشی و فقدان کارآیی آن گلایه شد و نقدهای جدی گفته شد.
اگر سخنان آن روز کارشناسان را در نظر آوریم به این نتیجه می‌رسیم که بودجه‌ای که در این حوزه مصرف می‌شود، بی‌حاصل است. زیرا خط‌مشی و اهداف مدرن و علمی برای توانبخشی برنامه‌ریزی نشده است.
توان‌بخشی در کشورهای مدرن و حتی در کشورهای در حال توسعه، با روش‌هایی مثل کتاب درمانی (بوک تراپی)، رمان تراپی، فرهنگ تراپی، موسیقی درمانی و موسیقی تراپی، کار درمانی به بازسازی روحی و روانی افراد آسیب دیده پرداخته و آنان را آماده مهارت‌آموزی ساخته‌اند؛ سپس با مهارت‌آموزی، از آنان افرادی فعال و مفید اقتصادی و اجتماعی عرضه کرده‌اند.

۳ـ آیا تاکنون سازمان بهزیستی و معاونت توانبخشی مشکلات خود را فهرست کرده و قشرهای نخبگان جامعه را به تفکیک به کمک طلبیده و از آنان راه کار خواسته است؟ آیا در وب سایت خود یا به روش دیگر اطلاع‌رسانی در این زمینه داشته است؟
برای نمونه یکی از پژوهشگران، پژوهشی درباره نماز انجام داده و به این نتیجه رسیده که افراد آسیب دیده با نماز خواندن، تغییراتی در روح و روان آنان پدید می‌آید، تحمل‌پذیری آنان افزایش یافته و آمادگی‌شان برای تفکر مثبت و مهارت‌آموزی بیشتر می‌شود.
او می‌گفت از این پژوهش استقبال نشده و دلسرد شده‌ام. همین برخورد با چند تن از محققین دیگر در زمینه‌های دیگر هم بوده است. با اینکه همه ایرانیان دیدند که معلولین ذهنی ایران در مونیخ آلمان و در آمریکا ده‌ها مدال طلا و نقره آوردند. با اینکه کسی باور نمی‌کرد به چنین پیشرفت‌هایی برسند. منظورم این است که انسان تغییر‌پذیر است و با تغییر شرایط می‌تواند بازدهی بهتر و مفیدتر از خود بروز دهد.
حال وقتی مردم می‌بینند، معاونت توانبخشی، نظام و ساختار توانبخشی را سال‌ها بدون تجدید و نوسازی در روش‌ها و محتوا گذاشته، شروع به تحلیل کرده و این سوال برایشان ایجاد میشود که چرا سازمان بهزیستی ساختار توانبخشی را بدون تغییر و نوسازی رها کرده‌ است؟

۴ـ برخی مراکز توانبخشی در اروپا که از نزدیک دیده شده، آنان به استقلال و خودکفایی افراد بسیار اهمیت می‌دهند. یعنی سازمانی ایجاد نمی‌کنند که مدیران و مسئولین و خدمتگزاران و حتی پزشکان و پرستاران آن از بیرون و از افراد عادی باشند و همه اینها به امور چند نفر توانخواه رسیدگی نمایند. چنین روشی را کاملاً غلط می‌دانند. سازمان را به‌گونه‌ای چیده‌اند که تمامی امور توسط خود توانخواهان مدیریت و اداره می‌شود. آشپزی، پرستاری، باغبانی و گُل کاری، نظافت و بهداشت، آموزش، پزشکی و غیره را خود افراد توانخواه انجام می‌دهند.
در واقع در ایران مهمان سراهایی ایجاد شده که توانخواهان در اتاق‌های آن سکونت دارند و تمامی خدمات و کارها توسط افراد غیر توانخواه اجرا می‌شود.
حداقل تأثیر و پیامد این نوع برخورد با توانخواهان، القاء و تلقین این ذهنیت است که آنان توانایی ندارند و ناتوان هستند. در حالی که لازمه هر تغییری در آنان این است که به آنها تلقین کنیم توانایی دارند، توانا هستند و می‌توانند مهارت یاد بگیرند و روی پای خود بایستند و مستقل زندگی کنند.
بنابراین اولین گام برای اصلاح توانبخشی این است که این دو هزار مرکز توانبخشی به خود توانخواهان سپرده شود. یعنی هیئت امنایی ایجاد کنند و از طریق انتخابات پیش بروند. البته بهزیستی هم نظارت داشته باشد.

۵ـ نپرداختن چنین وجوهی از طرف دولت، خود برکت و نعمت بزرگی است چون حداقل پیامد آن این است که معاونت توانبخشی به فکر چاره‌جویی بیفتد. بسیاری از عقلای قوم گفته‌اند تا وقتی پول نفت به پروژه‌های مختلف تزریق می‌شود، نتیجه و ثمره‌اش مثل توانبخشی است. سال‌های دیگر هم این پول داده شود تغییر و دگرگونی قابل توجه مشاهده نخواهد شد.
از این‌رو لازم است سازمان برنامه و بودجه فکر جدی داشته باشد و ثروت مردم را بی‌دلیل در چاه نریزد. هر مبلغی می‌دهد بر اساس طرح و برنامه علمی و کارشناسانه باشد.

۶ـ مراکزی که در زمینه پیشگیری از معلولیت و توانبخشی کارهای پژوهشی و فرهنگی انجام داده‌اند مثلاً تحقیقاتی درباره پیشگیری داشته و کتاب‌هایی منتشر کرده‌اند؛ یا کتابخانه برای معلولین دایر کرده‌اند و آنان را تشویق به مطالعه نموده‌اند؛ یا آرشیو کتاب گویا تأسیس کرده‌اند یا مجله تأسیس کرده‌اند و ده‌ها اقدام فرهنگی و علمی دیگر داشته‌اند، ولی هیچگاه معاونت توانبخشی سراغ آنان نیامده و یک بار هم به آنان یک خسته نباشید نگفته است. با اینکه کار اینان مشکل‌تر از کار توانبخشی صرفاً پزشکی است.
جناب آقای نحوی نژاد آیا این تبعیض نیست که ماهانه حدود ۸۰ میلیارد تومان به دو هزار مرکز توانبخشی مساعدت و یارانه بدهید ولی به بسیاری دیگر از مراکز علمی فرهنگی ویژه معلولین مثل«دفتر فرهنگ معلولین»که صدها اقدام توانبخشی روحی برای معلولین داشته و تلاش کرده ذهن و فکر آنان را پویا و فعال سازد، نه تنها یک ریال مساعدت نکرده‌اید حتی یک بار شفاهی یا کتبی از زحمات طاقت‌فرسای آنان تشکر نکرده‌اید. ده‌ها مورد از مراکز فرهنگی و علمی هست که ذاتاً کارشان توانبخشی است ولی از نظر معاونت توانبخشی مخفی مانده‌اند.

۷ـ ده‌ها گروه ورزشی در کشور هست که متکی بر مردم است و نیز ده‌ها گروه موسیقی هست که توسط مردم اداره می‌شوند و همه اینها برای معلولین کارهای جدی و اساسی انجام داده‌اند و معلولین را در شهرهای مختلف به خودکفایی و استقلال رسانده‌اند، به آنان روحیه داده‌اند و مهارت‌های لازم را به آنان آموخته‌اند و بستر کسب و کار و درآمدزایی را پیش پای آنان گذاشته‌اند.
اما متأسفانه معاونت توانبخشی هیچ وقت به اینان نگاه نکرده یا اگر به برخی از اینان توجه داشته به اکثریت آنان توجهی نداشته است.
جناب آقای نحوی نژاد آیا می‌دانید اگر تلاش‌های جاری در حوزه‌های ورزش، فرهنگ و هنر نبود شما باید نه ۱۲۰ هزار نفر که حدود دو میلیون نفر را در مراکز توانبخشی اداره می‌کردید. اما مردم نیک اندیش و خیرخواه در شهرها بدون توقع از شما مشکلات بسیار دشوار در حوزه‌های مختلف را تسهیل کردند و هزینه‌هایی چندین برابر هزینه‌هایی که شما در توانبخشی دارید، خرج کردند و مسیر درست زندگی را برای معلولین به وجود آوردند. شما آیا می‌دانید برای یک کتابخانه، یا برای یک «آرشیو کتاب گویا» یا دویست هزار ساعت کتاب صوتی نابینایان چقدر باید هزینه شود؟ یا برای تأسیس «بانک جامع اطلاعات معلولان» یا برای راه‌اندازی «ویکی معلولیت»؟ اما نمی‌دانم چرا فقط هزینه‌هایی که خودتان دارید برجسته می‌کنید ولی هیچگاه به هزینه‌هایی که مردم برای توانبخشی معلولان انجام داده و انجام می‌دهند اشاره نمی‌کنید. جناب آقای نحوی‌نژاد از جنابعالی به عنوان یک مدیر ارشد دولتی انتظار هست که فقط خودتان را در توانبخشی برجسته نکنید بلکه همه مردم گمنامی که در این عرصه فعال‌اند یاد کنید و از آنان تشکر نمایید.

۸ـ توانبخشی وقتی جواب می‌دهد که به صورت یک مجموعه درآمدزا و یک واحد تولیدی به آن نگاه شود. افرادی که استعداد پرورش قارچ دارند، ۵۰ متر مربع از واحد خود را آماده پرورش قارچ کرده و اگر ۶۰ نفر هستند پس از آموزش‌های لازم کارها را بین خودشان تقسیم می‌نمایند. عده‌ای هم برای فروش هفتگی در بازارچه چه عمومی آماده می‌شوند و قارچ‌های تولید شده در واحد توانبخشی فلان توسط خود آنان به فروش می‌رسد و سود آن هم برای همه و برای واحد منظور می‌گردد. افرادی که استعداد پرورش گیاه دارویی دارند یا زنبور عسل یا …. و ده‌ها تولید دیگر آموزش داده می‌شود و دو هزار واحد توانبخشی هر کدام به تولید محصولی اشتغال خواهند داشت. این شیوه در کشورهای پیشرفته رواج دارد و مددجویان علاوه بر اداره واحد خودشان و انجام همه امور واحد به تولید هم می‌پردازند. با اجرای این شیوه دیگر نگران عدم پرداخت بودجه نیستند حتی خودکفا خواهند شد.

در پایان
بالاخره توانبخشی معلولان در ایران وضعیت مناسبی ندارد و لازم است زودتر متحول گردد و ساختار فعلی آن تغییر کند. البته کسانی که سود خود را در عدم تغییر آن می‌دانند چون ماهانه رقم هنگفت بودجه دارند، با تغییر و تحول آن قطعاً مخالف هستند.توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان توانبخشی معلولان

برچسب ها :  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

سخن هفته

امام علی (ع)

هر روزى كه در آن خداوند نافرمانى نشود ، عيد است .

گالری تصاویر

گالری تصاویر

کلیه حقوق این وب سایت برای "جامعه معلولین استان مازندران" محفوظ می باشد. طراحی و توسعه : گروه طراحان موریس

بازگشت به بالا